آخرین اخبار
پنجشنبه , 28 خرداد 1405 2026 - 06 - 17 ساعت :
معرفی موتابی

سپاس صبحگاهی بفروئیه (استاد حاج محمد برزگربفروئی)

1405-03-27 03

سپاس صبحگاهی رسیده‌ایم و چون دو شماره قبل در آستانه دومین سالگرد ثبت بفروئیه به عنوان شهر ملی موتابی ایران، سراغ یکی از چهره‌های اصیل و ماندگار این دیار آمده‌ایم؛ مردی که حضورش، بوی ریشه، کار، برکت و خاطره می‌دهد. استاد حاج محمد برزگر بفروئی را مردم بفروئیه با نام حاج محمد عابدین می‌شناسند. این نام سال‌هاست با احترام در حافظه‌ی شهر جاری مانده است. او اکنون ۸۳ سال دارد، اما هنوز هر روز در کارگاه موتابی خود حاضر می‌شود؛ همان‌جا که دستانش، نه فقط موی بز، که تاریخ و هویت و امید بفروئیه را می‌تابند. حاج محمد این هنر را از سه نسل پیش از خود به ارث برده است و آن را با همان عشق و امانت به یازده پسر خود نیز رسانده است؛ از حاج میزآقا، پسر بزرگ خانواده تا مسلم، پسر کوچک ۱۷ ساله‌اش که امروز کوچک‌ترین موتاب این شهر است. این تداوم نسل‌ها، تنها ادامه‌ی یک شغل نیست؛ بلکه ادامه‌ی یک جانِ زنده‌ی شهری است. کارگاه موتابی حاج محمد ــ یا همان‌طور که خودشان می‌گویند، کارخانه‌ی موتابی حاج محمد ــ بیش از ۶۵ سال است که بی‌وقفه روشن مانده؛ بی‌آنکه روح و شاکله‌اش دگرگون شده باشد و شاید همین ثبات و اصالت است که به این کارگاه، نوعی حرمت بخشیده؛ چرا که از دل همین فضای ساده و قدیمی، قصه‌های ناگفته‌ی شهر بیرون آمده‌اند. اما روایت حاج محمد فقط روایت یک کارگاه نیست؛ روایت مردی است که از کار، زندگی ساخت. او در جوانی با درآمد همین موتابی، دستگاه قالی خرید و کم‌کم برای زنان و دختران بفروئیه کار فراهم کرد. در دهه‌های ۴۰، ۵۰، ۶۰ و حتی ۷۰، اگر نگوییم همه، دست‌کم بیشتر خانه‌های بفروئیه به نوعی به کارگاه تولیدی بدل شده بودند؛ جایی که در هر خانه، دار قالی برپا می‌شد و قالی‌ها بعدتر به دست حاج محمد خریداری می‌شد. بسیاری از دختران آن روزگار ــ و مادربزرگ‌های امروز ــ با درآمد همان قالی‌ها، جهیزیه‌ی خود را فراهم کردند و راهی خانه‌ی بخت شدند. به این معنا، زندگی بسیاری از خانواده‌ها به دست و دل این مرد گره خورده بود و او بی‌هیاهو و بی‌ادعا، برای خیلی‌ها گره‌گشای زندگی بود. چقدر خانم‌ها برای تعویض نقشه‌های قالی خود به خانه‌اش رفت‌وآمد داشتند و شاید روزی نبود که کسی درِ خانه‌اش را نزند. حاصل آن سال‌ها فقط تولید یک محصول نبود؛ بلکه رونقِ خانه‌ها، جان‌گرفتنِ اقتصاد خانواده‌ها و تداوم هنر زنان بفروئیه بود. و چه حسرتی بزرگ‌تر از این‌که امروز بسیاری از آن کارگاه‌ها دیگر خاموش شده‌اند؛ کارگاه‌هایی که روزی می‌توانستند هر خانه را به یک واحد تولیدی تبدیل کنند. از نگاه من روای، یکی از نیازهای امروز جامعه، همان چیزی است که حاج محمد سال‌ها پیش برای بفروئیه رقم زد: “کار در خانه، تولید در خانه، و برکت در خانه (هر خانه یک کارگاه تولیدی) اما اگر از اقتصاد و تولید بگذریم، حاج محمد عابدین را باید در گشاده‌رویی، خانواده‌دوستی، و سخنان نابش نیز شناخت. او هنوز هم خانواده‌ی بزرگ خود را دور هم جمع می‌کند. هنوز صبح‌ها به طویله‌اش سر می‌زند و بز و گوسفندهای را تیمار می‌کند. گاهی نیز با کشاورزی، دلش را به خاک و ریشه می‌سپارد و تازه می‌شود. برای منِ راوی، که به‌اقتضای مسئولیتی در این شهر، با چهره‌های بسیاری روبه‌رو بوده‌ام، روایت حاج محمد، روایتی مهم و ماندگار است. اگر قرار باشد در این شهر برای پنج نفر مستند زندگی ساخته شود، بی‌تردید یکی از نخستین نام‌ها، استاد حاج محمد عابدین خواهد بود؛ چرا که زندگی او، از آغاز تا امروز، هویت‌ساز، روایت‌محور و سرشار از عشق است. او فقط یک پیرمرد ۸۳ ساله نیست؛ او بخشی از حافظه‌ی زنده‌ی بفروئیه است. او مردی است که با دست‌هایش تاریخ را تاب داده، با کارش نان را بر سفره‌ها نشانده و با منش و ماندگاری‌اش، به این دیار معنا داده است. با تمام احترام و خضوع، این شماره از سپاس صبحگاهی بفروئیه تقدیم می‌شود به: استاد حاج محمد برزگر بفروئی یا همان حاج محمد عابدین خودمان.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

×